|
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیشکس نبود...
|
خط ششم...
کاش بودی و می دیدی...
کاش بودی و می گفتم...
کاش می ماندی تا تقدیمت کنم...
کاش می دانستی که چقدر چیزهاست که باید نشانت دهم...
کاش می دانستی که نباید بری...
کاش می دانستی که تو برای ماندنی...
کاش نمی رفتی...
کاش...
نقطه ، سر خط .