|
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیشکس نبود...
|
جدا چرا ما آدما اینجوری اییم ؟ اگه قرار باشه خوبی های یکیو بگیم جونمون بالا می یاد ولی اگه قرار باشه عیب و ایراداشو به رخش بکشیم خیلی راحت تو روش وا می ستیمو می گیم ! اگه قرار باشه به کسی بگیم دوست دارم لپامون سرخ می شه ولی خدا نکنه که بخوایم به کسی بگیم که ازش بدمون می یاد... خلاصه همیشه انجام دادن کارای بد برامون آسون تره تا کارای خوب !!
عجب صبري خدا دارد!
اگر من جاي او بودم
همان يك لحظه اول،
كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان،
جهان را با همه زيبايي و زشتي،
به روي يكدگر ويرانه مي كردم.
….
عجب صبري خدا دارد!
اگر من جاي او بودم
كه مي ديدم يكي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين
زمين و آسمان را
واژگون، مستانه مي كردم.
…
عجب صبري خدا دارد!
اگر من جاي او بودم
به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان،
سراپاي وجود بي وفا معشوق را،
پروانه مي كردم.